تبليغاتX
to kiss and to adore - گلاب‌دره
مي‌رويم آرام و نرم
بر خط جاده.
ربط‌مان مويين نخي،
صلح‌مان ساده.
سر به جيب آورده افشان سرخ سنجدهاي خيس.
سبزه‌هاي سبز
از بن سنگ و تراشه‌هاي سنگ _
بيدها انبوه و تنك.
خوش صدا بشكستن خشك شاخه‌ها،
تل هيمه در كنار،
رك بود يك كبريت!
سر به نرمي مي‌برند تا گرمي خواب لودشان را
بر تن خشك شاخه‌ها پيچند.
ما لميده روي سنگي
خيره در رقص شراره‌هاي اين آتش.
آتش زردي،
دود سيگاري،
شيرني خرما.
بي‌شتاب و با شكيب
دستي
هيمه را مي‌آورد نزديك.
ياد آن محو خاطره‌ها در خيال‌مان.
چه‌چه سُسكي كه مي‌خواند به‌روي شاخه‌ي زرد زرشك.
آب در بستر خويش
نرم و كند زمزمه‌اش ...

+ نوشته شده در Tue 16 May 2006ساعت 4:50 PM توسط ایمان منصوری اسکی |